Posted in سید مسعود

هشتم مارچ مبارك – سید مسعود

هشتم مارچ مبارك. روز ي زن آمدو فهميديم، حالا زن شديم فرياد كه زنيم، زن بدست قلمزن شديم امروز دل ها، در آيينه شهر، زن…

Continue Reading...
Posted in سید مسعود

نمی خواهم، برای دیگران بخندم یابگیریم – سید مسعود

نمی خواهم، برای دیگران بخندم یابگیریم می خواهم، خودم برای خودم باشم نه زیاد، نه کم. فقط همین. عشق آباد جمعه ۲۹ سنبله ساعت ۸.۱۸

Continue Reading...
Posted in سید مسعود

می شود، در جاده‌ای عشق، جان را آشنای جان نکنم – سید مسعود

می شود، در جاده‌ای عشق، جان را آشنای جان نکنم پرده عقل ندرم، هوای شکست فرمان نکنم میشود، کز دوری تو، گله ای به خدا…

Continue Reading...
Posted in سید مسعود

نگو جانرا،در كوي تو، جان دادن، چه سخت است – سید مسعود

نگو جانرا،در كوي تو، جان دادن، چه سخت است. نفس را بستن، در پاي توبودن، چه سخت است. هرآنكو در وادي عشق، ديوانگي يي داشت….

Continue Reading...
Posted in سید مسعود

نم نم باران است و من – سید مسعود

نم نم باران است و من تشنه ابم فروزنده ابر، آتشکده خرابم ابر من آتش دشت جنون است لب من درگه، دیده خموش آن نا…

Continue Reading...
Posted in سید مسعود

ميشود فراموش ات كنم !؟ – سید مسعود

ميشود فراموش ات كنم !؟ اي ساكن سرزمين ديده هاي عشق ! تو آشنا ترين من، تو همين من، تو همان من، تو هستي و…

Continue Reading...
Posted in سید مسعود

نفرت را نمي توانم – سید مسعود

نفرت را نمي توانم در وجودم، پرورش دهم؛ در حاليكه مي دانم در تعداد موارد براي پرورش، شخصيت ضرور است،و قانون ديالكتيك را در وجود…

Continue Reading...
Posted in سید مسعود

ميدانم، پشت پنجره نشسته يي – سید مسعود

ميدانم، پشت پنجره نشسته يي تا آواز م را، از لاي ميله هاي خشم، نفرين كني. كلكين خانه ي تاريكم را، برخم كشي، توهين كني…

Continue Reading...
Posted in سید مسعود

مي خواهم بخوابم؛ – سید مسعود

مي خواهم بخوابم؛ ولي ؛ سايه دنبالم مي كند، مي بوسدم، مي نازدم، از خودم پنهانم مي كند. عشق آباد دوشنبه ساعت ٩،٣٦ ١٥ميزان

Continue Reading...
Posted in سید مسعود

مى خواهم تنها بمانم – سید مسعود

مى خواهم تنها بمانم مى خواهم تنها بروم مثل يك انديشه سرد مى خواهم تنها بميرم مى خواهم خودم، براى خودم باشم براى خودم، ليلى…

Continue Reading...