Posted in مختارنامه عطار

تن از دو جهان بس که حجابی برداشت – مختارنامه – عطار نیشابوری

تن از دو جهان بس که حجابی برداشت اُمّی شد و دل ز هر کتابی برداشت چون مرگ ملازمست از هرچه که هست مینتوانم هیچ…

Continue Reading...
Posted in مختارنامه عطار

تقدیر چو سابق است تعلیم چه سود – مختارنامه – عطار نیشابوری

تقدیر چو سابق است تعلیم چه سود جز بندگی و رضا و تسلیم چه سود پیوسته ز بیم عاقبت می‌سوزی این کار چو بودنی است…

Continue Reading...
Posted in مختارنامه عطار

تشنه بکشد مرا و آبم ندهد – مختارنامه – عطار نیشابوری

تشنه بکشد مرا و آبم ندهد مخمور خودم کند شرابم ندهد چندانکه بگویمش یکی ننیوشد چندانکه بخوانمش جوابم ندهد

Continue Reading...
Posted in مختارنامه عطار

ترکم همه کارم به خلل خواهد کرد – مختارنامه – عطار نیشابوری

ترکم همه کارم به خلل خواهد کرد آورد خطی مگر عمل خواهد کرد هر شور که در جهان ز چشمِ خوشِ اوست با شیرینی لبش…

Continue Reading...
Posted in مختارنامه عطار

ترسم که چو پیش ازین کم از کم نرسیم – مختارنامه – عطار نیشابوری

ترسم که چو پیش ازین کم از کم نرسیم با هم نفسان نیز فراهم نرسیم این دم که دریم پس غنیمت داریم باشد که به…

Continue Reading...
Posted in مختارنامه عطار

ترسم که چو بیش ازین جهانت ندهند – مختارنامه – عطار نیشابوری

ترسم که چو بیش ازین جهانت ندهند از بهر زمین شدن زمانت ندهند هرکار که میببایدت کرد بکن یعنی دم واپسین امانت ندهند

Continue Reading...
Posted in مختارنامه عطار

ترسابچهای که توبه بشکست مرا – مختارنامه – عطار نیشابوری

ترسابچهای که توبه بشکست مرا دوش آمد و زلف داد در دست مرا در رقصِ چهارْ کرد برگشت وبرفت زنّار چهارْ کرد بر بست مرا

Continue Reading...
Posted in مختارنامه عطار

تدبیر تو چیست بغض با حب کردن – مختارنامه – عطار نیشابوری

تدبیر تو چیست بغض با حب کردن با هستی خویشتن تعصّب کردن چون مینتوان قصد بدان لب کردن بنشستن و دایماً تعجّب کردن

Continue Reading...
Posted in مختارنامه عطار

تخمی که درو مغز جهان پنهان بود – مختارنامه – عطار نیشابوری

تخمی که درو مغز جهان پنهان بود گم بود درو دو کون و این درمان بود هر چیز که در دو کون آنجا برسید چون…

Continue Reading...
Posted in مختارنامه عطار

تاکی بی تو زاری پیوست کنم – مختارنامه – عطار نیشابوری

تاکی بی تو زاری پیوست کنم جان را ز شراب عشق تو مست کنم گاهی خود را نیست و گهی هست کنم وقت است که…

Continue Reading...