Posted in متفرقات صائب تبریزی

از سرد مهری آتش شوقم فسرده است – صائب تبریزی

از سرد مهری آتش شوقم فسرده است روغن تلف مکن به چراغی که مرده است با مشتری به چین جبین حرف می زند حسن تو…

Continue Reading...
Posted in متفرقات صائب تبریزی

از سخن چند چو سی پاره پریشان گردی؟ – صائب تبریزی

از سخن چند چو سی پاره پریشان گردی؟ مهر زن بر لب گفتار که قرآن گردی جگر خود مخور از حسرت گلزار خلیل آتش خشم…

Continue Reading...
Posted in متفرقات صائب تبریزی

از رحم بر زمین نزد آسمان مرا – صائب تبریزی

(از رحم بر زمین نزد آسمان مرا دارد بپا برای نشان این کمان مرا) (چون سرو و بید سایه من دام عشرت است هر چند…

Continue Reading...
Posted in متفرقات صائب تبریزی

از دیده حیرت زده چون آب نریزد؟ – صائب تبریزی

از دیده حیرت زده چون آب نریزد؟ از دست چسان آینه سیماب نریزد؟ در کلبه من از پی آسایش (من) چرخ گورنگ ز خاکستر سنجاب…

Continue Reading...
Posted in متفرقات صائب تبریزی

از خواب، چشم شوخ تو سنگین نمی شود – صائب تبریزی

از خواب، چشم شوخ تو سنگین نمی شود در زیر ابر برق به تمکین نمی شود تلخی پذیر باش که بی آب تلخ و شور…

Continue Reading...
Posted in متفرقات صائب تبریزی

از خمار خواب خوش یوسف به زندان آمده است – صائب تبریزی

از خمار خواب خوش یوسف به زندان آمده است بد نبیند هر که خواب او پریشان آمده است ز آشنایانی که بر گرد تواند ایمن…

Continue Reading...
Posted in متفرقات صائب تبریزی

از خط به مهربانی ما بدگمان مشو – صائب تبریزی

از خط به مهربانی ما بدگمان مشو ما با لبت نمک به حرامی نخورده ایم

Continue Reading...
Posted in متفرقات صائب تبریزی

از چمن رفتی و گل با حسرت بسیار ماند – صائب تبریزی

از چمن رفتی و گل با حسرت بسیار ماند چشم بلبل در پی آن طره دستار ماند روی حرف طوطیان هر چند با آیینه است…

Continue Reading...
Posted in متفرقات صائب تبریزی

از پسته تو شور ملاحت چکیده است – صائب تبریزی

از پسته تو شور ملاحت چکیده است صبح صباحت از گل رویت دمیده است یارب ز چشم زخم خمارش نگاه دار باغ از بنفشه سرمه…

Continue Reading...
Posted in متفرقات صائب تبریزی

از بس ادب که یافت دل ما ادیب شد – صائب تبریزی

از بس ادب که یافت دل ما ادیب شد بیمار ما ز رنج کشیدن طبیب شد بی درد و داغ، فکر ترقی نمی کند دل…

Continue Reading...