Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

از یوسُفانِ حُسن چه میراث برده است – کاوه سوخک لاری (شکیب)

از یوسُفانِ حُسن چه میراث برده است آن شوخ کز پیالۀ احساس خورده است با طوطیانِ هند واگو که باغِبان شهدی به کامِ دوست زِ…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

ز شوقِ وصل اگر چاره جز شتاب نبود – کاوه سوخک لاری (شکیب)

ز شوقِ وصل اگر چاره جز شتاب نبود به جز هوای تو میراثم از شباب نبود حریصِ بوسه نقدیم تا ببخشایی اگر سلامِ تو را…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

به دو گوش اگر شنیدی سحری خطاب ما را – کاوه سوخک لاری (شکیب)

به دو گوش اگر شنیدی سحری خطاب ما را دِگَرَت روا نباشد نَدهی جوابِ ما را قَدَمت به چشم دارم چو بیفکنی زِ رحمت نظری…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

عمری اگر به حسرت دیدار طی شود – کاوه سوخک لاری (شکیب)

عمری اگر به حسرت دیدار طی شود ما را حذر ز یار گنه کار کی شود ما در طریق خواهش و انکار رسم او انگور…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

از اعتصاب از بند خود امشب خطابش می کنم – کاوه سوخک لاری (شکیب)

از اعتصاب از بند خود امشب خطابش می کنم گر آب و نان از غیر او باشد جوابش میکنم فرمود اگر هم تشنه لب تا…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

شبی در کوی ما سر کُن که قصدی تازه در کار است – کاوه سوخک لاری (شکیب)

شبی در کوی ما سر کُن که قصدی تازه در کار است بنوشانم ز صهبایی که او را سالْ بسیار است نمازِ صبحِ فردا را…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

ترمه قبا دَهَن دَهن بوسۀ ناب می دهد – کاوه سوخک لاری (شکیب)

ترمه قبا دَهَن دَهن بوسۀ ناب می دهد لعلِ لَبش کُهَن کُهَن بوی شراب می دهد کار رسیده بر ثمر، میوۀ او شِکَر شِکَر خوشه…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

ما را شتابِ فتنه دلدار کج کلاه – کاوه سوخک لاری (شکیب)

ما را شتابِ فتنه دلدار کج کلاه هیهات از ملامت پیران توبه خواه در کار بخت ما به غزل های چشم او فالی نشسته در…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

آفرین بادَت که ما را سینه پر خون کرده ای – کاوه سوخک لاری (شکیب)

آفرین بادَت که ما را سینه پر خون کرده ای حالِ ما را حسرتِ احوالِ مجنون کرده ای آسمان آیینۀ چشمانِ نیشابوری ات آبیِ فیروزه…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

دوباره وحشت شبهای سرد می آید – کاوه سوخک لاری (شکیب)

دوباره وحشت شبهای سرد می آید نفیر قافله هایی ز درد می آید صدای قهقهه هایی غریب و غمگین از عبور فاجعه ای دوره گرد…

Continue Reading...