آه، زمانه، آفتاب من تاریک است. مه و ستاره و شب، درآستان خدا مرده اند – سید مسعود

آه، زمانه، آفتاب من تاریک است. مه و ستاره و شب، درآستان خدا مرده اند.
همه جا رنگ مرگ شب است.
الاغ برستاره های شب می خندد، که من آواز شبم
سرود تنهایی شب،غزل ماندنیی، یک الاغ مست شب است
اسپ،تصویرگاو می کشد، سم بر سینه می زند ؛
چشم بر زمین دارد. اسپ،نگران شب است.
سگ از آقایی شب، به غار پناه کرده است.
موش سیاه نه زرد و نه سپید، سلطان شب است.
پنچه های خونین به نماز رفته اند،خدا را بهانه کرده اند.
قمری به چشم باز میمیرد. این تصویری بی خدایی شب است
عقاب پی دانه، دم پنجره چرکین پرنده زخمی، به گدایی نشسته است.
این همان سلطان زمین خورده شب است
پاهام می لرزد، زمانه میلرزد.
ومن شکار زمانه می شوم
عشق آباد
چهارشنبه
2018 – 10 – 31
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *