نوارِ زندگی – عطا محمد انیق اشرفی

نوارِ زندگی
در سفرم به کویِ او، رویِ قطارِ زندگی
روز و شبم به رفتن و، گشت نثارِ زندگی
آمده ام به خویِ زشت، عادتِ خوب کرده کشت
تا که به چشم بینم این فصلِ بهارِ زندگی
آمده ایم و میرویم، طفل و جوان که میشویم
روز ازل رود، شود، روزِ شمارِ زندگی
ما همه مست چون شدیم، نزدِ جهان زبون شدیم
عاقل و هوشمند کو؟ رفته قرارِ زندگی
رگ رگِ ما به خون کشد، آبِ دو دیده می چکد
در پیِ ملک و مال ها، گشته خمارِ زندگی
وای ببین چه دام ها!، پخته نکرده خام ها
دل ببرد به هر طرف، ماه عذارِ زندگی
مثلِ درخت بر زمین، شاخه در آسمان نبین
خشک شود به لحظه یِ، رودِ کنارِ زندگی
دار یقین به دل برو، حرفِ غلط نمی شنو
باز بیا به خُود همیش، از شبِ تارِ زندگی
در سفرم به جستجو، گشتم انیق غرقِ او
قدرتِ دستِ او بود، نامِ نوارِ زندگی
“عطا محمد انیق اشرفی”
Oct 25, 2017
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *