Recent Posts

Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

تهنیت گفت مرا بخت که مِی ارزان شد – کاوه سوخک لاری (شکیب)

تهنیت گفت مرا بخت که مِی ارزان شد تا که در خواب بُدی خانه غم ویران شد صبح امید برآمد ز سراپرده شب هوس آلوده…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

ترمه قبا دَهَن دَهن بوسۀ ناب می دهد – کاوه سوخک لاری (شکیب)

ترمه قبا دَهَن دَهن بوسۀ ناب می دهد لعلِ لَبش کُهَن کُهَن بوی شراب می دهد کار رسیده بر ثمر، میوۀ او شِکَر شِکَر خوشه…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

به دو گوش اگر شنیدی سحری خطاب ما را – کاوه سوخک لاری (شکیب)

به دو گوش اگر شنیدی سحری خطاب ما را دِگَرَت روا نباشد نَدهی جوابِ ما را قَدَمت به چشم دارم چو بیفکنی زِ رحمت نظری…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

بِنشست عاقبت به بلندای قابِ صبح – کاوه سوخک لاری (شکیب)

بِنشست عاقبت به بلندای قابِ صبح خورشید بر اَریکۀ پُر التهابِ صبح می چید پادشاهِ ظَفَرمندِ مُلکِ شرق از گونه های سرخِ فَلَک سیبِ نابِ…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

این پاره پاره دل چو به زیرِ لَحَد برند – کاوه سوخک لاری (شکیب)

این پاره پاره دل چو به زیرِ لَحَد برند نذر است سهمِ ما که به نزد اَحَد برند اشکی که از دو دیده بی تاب…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

با لبی تشنه اگر چشم پر آب است مرا – کاوه سوخک لاری (شکیب)

با لبی تشنه اگر چشم پر آب است مرا جانِ بی تاب و دلی غرق عتاب است مرا رنگ رخساره ما بارِ امانت ببرد گونه…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

از بختِ تیره دارد بر دیده توتیا را – کاوه سوخک لاری (شکیب)

از بختِ تیره دارد بر دیده توتیا را مسکین نمی شناسد آداب اغنیا را ما بوسه نسیه بردیم او جانِ نقد خواهد شاید حلال داند…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

ای نوجوان، نهال شِکَر بارِ این چمن – کاوه سوخک لاری (شکیب)

ای نوجوان، نهال شِکَر بارِ این چمن ای قندِ سرخِ نامِ تو بنشسته در دهن آوازِ حُسنِ چهره ات آفاق می گرفت اخبارِ مُشک بوی…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

آن زلفِ تابداده که در بندِ او دل است – کاوه سوخک لاری (شکیب)

آن زلفِ تابداده که در بندِ او دل است دام است بر جماعت و ما را چو منزل است تا هست فصلِ غنچه شاداب روی…

Continue Reading...
Posted in غزلیات کاوه سوخک لاری (شکیب)

امشب اگر که ماه من نقره پاره آورد – کاوه سوخک لاری (شکیب)

امشب اگر که ماه من نقره پاره آورد زهره خالِ بر لبش گر به اشاره آورد رونق سکّه می بَرَد دختر سینه چاک شب پولک…

Continue Reading...